تبليغاتX
تبليغات رايگان X
داستانهای خاکستری ، شعرهای کبود
داستانهای خاکستری ، شعرهای کبود
برماگذشت خوب وبد اما تو روزگار*فکری به حال خویش کن این روزگار نیست

سلام.من که خیلی مخلص این دوست همشهری خودم هستم.محمدرضا جان کار کن و مطالعه دیوان شعرای ایران زمین را هم فراموش نکن.این شعر نو هم کاری از این شاعر جوان :

وقتي از مادر متولد شدم...صدايي درگوشم طنين انداخت

كه بعدازاين با توخواهم بود...به اوگفتم كيستي؟...گفت : "غم"

فكركردم "غم" عروسكي خواهد بود كه من بعدها بااو بازي خواهم كرد

ولي بعدها فهميدم ! كه من عروسكي هستم دردستان "غم"


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 29 مهر1386 :: 21 :: توسط : مسعود حاجی زاده

سلام.من که خیلی مخلص این دوست همشهری خودم هستم.محمدرضا جان کار کن و مطالعه دیوان شعرای ایران زمین را هم فراموش نکن.این شعر نو هم کاری از این شاعر جوان :

وقتي از مادر متولد شدم...صدايي درگوشم طنين انداخت

كه بعدازاين با توخواهم بود...به اوگفتم كيستي؟...گفت : "غم"

فكركردم "غم" عروسكي خواهد بود كه من بعدها بااو بازي خواهم كرد

ولي بعدها فهميدم ! كه من عروسكي هستم دردستان "غم"


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 29 مهر1386 :: 21 :: توسط : مسعود حاجی زاده

داشتم می رفتم .در راهی با آغاز ناشناخته. به دنبال نور .رقصیدن برگی در باد،قاصدکی سوار بر بال نسیم صبحگاهی ، سقوط از قله کوه به قعر دره نا معلوم و تنگ و تاریک،نشستن در هواپیمایی با مقصدناکجا آباد و تا نا پیدا زمانی ، ...

چند وقت پیش :

می روم و خسته و تنها و تاریک و سنگین تر از همه روزها و شبها می اندیشم چه باید کرد؟آیا کسی خواهد بود این راه را به روشنی رهنمونم سازد؟

از تپه ای سرازیر می شوم هوای تازه و مرطوب ده کوره ای تا انتهای تنم می غلطد و روحم را با همه چرکهای ...

 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 26 مهر1386 :: 19 :: توسط : مسعود حاجی زاده

با عرض معذرت از دوستان عزیزی که این مطلب را می خوانند.

موردی ضروری  به ضرورت حیات برای اینجانب پیش آمده است که برای دریافت یک امانتی به آدرسی از یک کشور دیگر به غیر از ایران احتیاج  دارم.لطفا در صورت موجود بودن ما را بی نصیب نگذارید.

در ضمن پاداشتان نزد اینجانب محفوظ می باشد.

با تشکر:

مدیر سایت

مسعود

(خودمانیم خیلی خشک و اداری شد.چه کنم من همیشه آدم خشک و بی احساسی هستم...)

لطفا از طریق ای میل با اینجانب ارتباط برقرار کنید.

ممنون در پناه حق!


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 24 مهر1386 :: 22 :: توسط : مسعود حاجی زاده

سلام از راه خیلی دور به آقا امام رضا(ع) که افتخار ما ایرانیهاست.

فدای غربت و عظمتت آقا بطلب بیایم.

دوستانی که اهل دلند و دلی در سینه دارند که پر می زند به هوای دوست برای لحظاتی هم که شده می توانند به این سایت نورانی سری بزنند.مظمئنم که تا کارت اینترنتتان تمام نشود از سایت خارج نخواهید شد.

اگر گذرتان افتاد و مشرف شدید ما را هم یاد کنید:

http://www.aqrazavi.org


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 24 مهر1386 :: 21 :: توسط : مسعود حاجی زاده

تقدیمی از دوست خوبم محمدرضا از نطنز :

 

بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی


آهنگ اشتیاق دلی دردمند را

شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق

آزار این رمیده ی سر در کمند را

بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت

اندوه چیست عشق کدامست غم کجاست

بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان

عمریست در هوای تو از آشیان جداست

دلتنگم آنچنان که اگر بینمت به کام خویش

 

خواهم که جاودانه بنالم به دامنت

شاید که جاودانه بمانی کنار من

 

ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت

تو آسمان آ بی و آرام و روشنی

من چون کبوتری که پرم در هوای تو

یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم

با اشک شرم خویش بریزم به پای تو

بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح

بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب

بیمار خنده های توام بیشتر بخند

 

خورشید آرزوی منی بیشتر بتاب

 

 


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 23 مهر1386 :: 21 :: توسط : مسعود حاجی زاده
درباره وبلاگ
برای امروز زندگی می کنم تا فردا غصه دیروزش را نخورم...!
آرشيو وبلاگ
www.shereno.com
پيوندها