تبليغاتX
تبليغات رايگان X
داستانهای خاکستری ، شعرهای کبود
داستانهای خاکستری ، شعرهای کبود
برماگذشت خوب وبد اما تو روزگار*فکری به حال خویش کن این روزگار نیست

خدایا امروز می خوام یه کمی بنالم و شاید هم یه جورایی گله کنم.از خودم به تو یا از تو به خودت!

خداجون این درست که من بی معرفتم و بی انصاف،این قبول که من شرطی که با تو کرده بودم زیر پام گذاشتم ، این صحیح که من لیاقت بنده خوب تو بودن رو ندارم ...

اما خداجون قربونت برم تو که  اول و آخر همه ای !

تو که همه چیز واست از یه اپسیلون کوچیکتره!

خدا مگه تو نگفتی هر کی بیاد سراغم تنهاش نمی ذارم؟

مگه نگفتی اگه بنده ای یه قدم به سمت من بیاد من ده قدم به سمتش می آم؟

من که نگفتم همه کاری از دستم بر می آد ، خداجونم اینارو تو گفتی ...

 

ای وای به حال من اگه نخوای یه گوشه چشمی به من بندازی !

وای بر من سیاه بخت که اگه یه روز دیگه از خواب بیدار شم و دوباره

 تو رو کنار خودم پیدا نکنم !

آخ که به خودت قسم خیلی سنگینم و خسته...

احساس هیچ بودن می کنم!

 

اصلا یه لحظه به من گوش کن

یه لحظه حواست به من باشه

ببین چی می گم

اگه نا خوشایندت بود

هرچی لایقش هستم همونو نثارم کن:

می گم من فکر می کنم به هر چی که می خواستم و باید تا حالا می رسیدم ، رسیدم.

ببین مگه یه بنده به جز چند روز زندگی سالم و شاد و بی درد سر با

 یه کمی خرت و پرت و چند متر زمین و به قول دیگر بنده هات یه کار آبرومند و یه درآمد بخور و نمیر ،،،آه داشت یادم می رفت یه خانواده خوب و عده ای دوست و رفیق شفیق ( !!! ) ... مگه یه بنده بیشتر از اینها چی می خواد؟

خب منم که همه اینهایی که نوشتم رو یه جورایی حالا نصفه و نیمه و

 کج دار و مریض به دست آوردم یا نصیبم شدند،، خب پس فکر کنم دیگه بسشه!

دیگه تا کی روزامو بکشم و شبامو به دفن کردن روزای کشته شده ام صبح کنم.

خداجون هیچکس ندونه تو که می دونی توی این دل ویروونه چه غوغاییه!

وای اگه این بنده هایی که منو از خودشون روندن بفهمند توی ای خراب آباد چه ها که نیست ، به خودت قسم از دم ،همشون  همون دم پس پسکی

می رن و گم می شن...

پس ای خدایی که همه رو دوست داری (حتی من ) اگه می شه و تنها این دعام قابل استجابته :

 

کمکم کن و نجاتم بده!

اگه این کارو نکنی دیگه نه من نه... !!!!

 

 


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 18 آذر1386 :: 22 :: توسط : مسعود حاجی زاده
درباره وبلاگ
برای امروز زندگی می کنم تا فردا غصه دیروزش را نخورم...!
آرشيو وبلاگ
پيوندها