تبليغاتX
تبليغات رايگان X
داستانهای خاکستری ، شعرهای کبود
داستانهای خاکستری ، شعرهای کبود
برماگذشت خوب وبد اما تو روزگار*فکری به حال خویش کن این روزگار نیست

(( یادم آمد دیشب

دو سه گنجشک به هم می گفتند:

زندگانی جاریست

لای آن شب بو ها

پای آن کاج بلند!

و کبوتر می گفت :

اندکی صبر سحر نزدیک است ! ))

نواخته شدن موسیقی بهار

با نتهای بال پروانه های مست

 که کاریست بکر از ارکستر روزگاران  

بر همه شنوندگان این کنسرت مبارک بادا !


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 28 اسفند1386 :: 20 :: توسط : مسعود حاجی زاده

چند صباحی است نکته ای ذهنم را اشغال کرده :

افسوس که نان پخته خامان دارند...!

 


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 26 اسفند1386 :: 16 :: توسط : مسعود حاجی زاده
درباره وبلاگ
برای امروز زندگی می کنم تا فردا غصه دیروزش را نخورم...!
آرشيو وبلاگ
www.shereno.com
پيوندها