سلام.سلامی به گرد و خاک آسمون این روزها....
چند وقتی بود نمی نوشتم ....بهتر دوستانی که سر می زدند اعصابشون درب و داغان ( داغن شکل ادبی داغون می باشد ) نمی شد....
جمعه پیش با دوستان همنوردم به روستای دلنشین وش رفتیم آخ که چه حالیدیم.
این هم ناقابلی تقدیم به مردم پاک از همه دلگیری های حالاها :
وش
ای که دور از همه بدهایی وش
داد و افسوس که تنهایی وش
باغهایت همه شاد و سرسبز
خوش به حالت چه مصفایی وش
کوه و خورشیدوطلوع و مه و مهتاب همه
منظره های تو دارند نماهایی وش
کعبه اول جاپای خداست
کعبه دوم نورانی و رویایی وش
کلبه هایت اگر از سنگ و گل و از چوبند
در دل سردی شب دارندگرمایی وش
چشمه هایت همه جوشان و همه اشک صفت
عطرشان آبی خوشبوتر از آن آبی دریایی وش
مردمانت همگی ساده دل و پاک و بزرگ
خاک و آب تنشان از گل آریایی وش
هر که آید به نطنز وعزم کویت نکند
به یقین دان که ندیدست دنیایی وش