سلامی به سبکی تن پرستوهای بهاری وقتی از یک سفر دور دراز بهاری
بر می گردند .
این دل نوشته را به تمامی دوستان پاکتر از برگ گلم تقدیم می کنم.
امید که مقبول افتد :
ترک عشق
دست از دستم بگیر تا شور افتد در تنم
چشم در چشمم نگر تا عمق عشقت بنگرم
پای بر پایم بکوب تا خواب نستاند مرا
خون بر خونم بریز تا غرق گردم از وفا
زهر بر جانم فکن هم زخم بر قلبم بزن
این چنین آتش بر این خلوتگه روحم بزن
زلف در چنگم بپیچ تا پیچش آن وا کنم
شاید آن گم گشته افسرده را پیدا کنم
غمزه گل بر مکن(( افتاده ))بلبل نیست نیست
ابروانت کج مکن تاب تحمل نیست نیست