از دست این زمانه چه دلگیر گشته ام
اینک ز زندگانی خود سیر گشته ام
شکستم
غرق شدم
خفه شدم
بی هوشم
باخته ام
تنهایم
بی رنگم
تسلیم شدم :
دستهایم بالاست نمی بینید ؟
آوخ که شما همیشه کور بودید !
نمی دانید اینک هوش دارید که :
من از این لحظه دیگر زنده نیستم که من اینک مرده ام !