تبليغاتX
تبليغات رايگان X
داستانهای خاکستری ، شعرهای کبود
داستانهای خاکستری ، شعرهای کبود
برماگذشت خوب وبد اما تو روزگار*فکری به حال خویش کن این روزگار نیست


گويند فلاني آنفولانزا دارد اكنون

هر خوش زباني آنفولانزا دارد اكنون


حال و هواي عشق تاريك است و دلگير

گويا كه عشق هم آنفولانزا دارد اكنون


آمد خبر رنجيده شد يارم ز دستم

گوييد كه يارت آنفولانزا دارد اكنون


گر تو نمي بيني محبت دل مسوزان

چون دوستي هم آنفولانزا دارد اكنون


خشكيده شد شعرم ز سرچشمه دريغا

شايد كه شعرم آنفولانزا دارد اكنون


هم دوست و دشمن هم رفيقان نا رفيقان

جن و بشر هم آنفولانزا دارد اكنون


(( افتاده )) ام در يك خيال تلخ و واهي

پيداست روحم آنفولانزا دارد اكنون



نكنه يه روزي تيتر يك روزنامه هاي كثيييير الانتشار نطنز اين باشه:


مسعود حاجي زاده در اثر ابتلا به آنفولانزاي خوكي درگذشت ... !



ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 13 آبان1388 :: 18 :: توسط : مسعود حاجی زاده
درباره وبلاگ
برای امروز زندگی می کنم تا فردا غصه دیروزش را نخورم...!
آرشيو وبلاگ
www.shereno.com
پيوندها