تبليغاتX
تبليغات رايگان X
داستانهای خاکستری ، شعرهای کبود - تلافی
داستانهای خاکستری ، شعرهای کبود
برماگذشت خوب وبد اما تو روزگار*فکری به حال خویش کن این روزگار نیست


حقته هر چی کم محلیت کنم 

این جور می خوام حرفامو حالیت کنم

دستت رو شد دروغاتو شناختم

ولی به پاش جوونیامو باختم

گفتی شدیم لیلی و مجنون هم

پس چی شده که ما بریدیم از هم

برو دیگه چشام نبینه روتو

وگرنه می برم من آبروتو

لیاقتت همونان که باهاتن 

همونا که همرنگ پستیاتن

تو کجا و مهر و محبت کجا

تو کجا و حرف صداقت کجا

بد عاشقی رو اشتباه گرفتی

اونو با بازی جابجا گرفتی 

باید بری عاشقی یادبگیری

نه که بیای ازم تقاص بگیری

آخه تو که اهل وفا نبودی

مثل تموم عاشقا نبودی

باید بدونی شوخی نیست صداقت

نه آخه این رنگی که نیست رفاقت

بهت می گم آهای یواش آرومتر

می کشمت اگه نباشی بهتر

دست از سرم بردار نمی خوام تورو

از زندگیم جدا شو دور شو برو

خداحافظ سزاوار آدمهاست

راست می گن همیشه از ماست که بر ماست

   ######################

دارم می رم.....................!




ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 7 اسفند1387 :: 17 :: توسط : مسعود حاجی زاده
درباره وبلاگ
برای امروز زندگی می کنم تا فردا غصه دیروزش را نخورم...!
آرشيو وبلاگ
www.shereno.com
پيوندها